خرید بک لینک

یه تیم خوب فوتبال هم باهاش همکاری داریم که دسته یک استانه. اولین مسابقه اش هم ساعت 3 عصر جمعه 23 مهرماه1395 بود،تا ببینیم بعد چی میشه.


برچسب: یه مسابقه جالب,یه مسابقه,مسابقه یه اشتباه کوچولو, نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 21:22

همینشنبه ای که گذشت بعد از مدرسه و بعد نماز و ناهار، با هماهنکی قبلی رفتم تامین اجتماعی و سری زدم به آقای دکتر کمال بیکی ده آبادی. از پشت میز اومدن این ور و نشستیم رو صندلی معمولی. بلافاصله سفارش چایی و شروع درد دل و .... . دکتر بیکی رو از اون وقتایی که تو مدرسه معارف خدمت آقای سید یحیی گلاب بودیم، می شناختم، و صد البته از دانشگاه شیراز اون روزایی که محل خدمتم کازرون بود. احتمالا، اگر آقای بهارستانی شهردار بشه اون وقت دکتر میاد این جند ماهه تو شو شورای اسلامی شهر میبد. البته دفاع از مرحوم آیت الله منتظری ره و مورد عنایت ویژه قرار دادن دکتر م

برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 22:07

السلام علیک یا اباعبدالله ... ع می بردم قرار دل، چایی روضه های تو.... سالی یکی دو بار میرم تو آشپزخونه ی این هییت یه چایی می خورم و یه خسته نباشید میگم و میام بیرون. امسالم رفتم، میرزا حسن نشسته بود پای سماور و آی بریز.... . یه چایی هم به ما تعارف کرد و یکی دیگه هم خوردیم و چند تا عکس یادگاری برای گروه گرفتم و اومدم بیرون.... . البته بازم نفهمیدم راز این علاقه ی مردم به امام حسین ع را .... چایی هیئت واقعا می چسبه...

برچسب: چای هیئت,شعر چای هیئت, نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 22:07



روز 3 شنبه، تاسوعای 1395 بود. یکی از دوستان از توانائی بعضی از مسئولین در آبادانی شهر شان می گفت و اینکه بعضی از مسئولین می تونن کار کنند و بنا به ملاحظاتی انجام نمی دن. گفتم من خودم تجربه کردم که کاری رو از اون بزرگوار خواستم، در سطوح مختلف، حتی در حد وزارت و نمونه هاش هم گفتم.... خلاصه قرار شد یه وقتی هماهنگ کنم با حاج آقا اعرافی بزرگوار.

.

برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 22:07

قرار بود بایک طلبه ی جوان میبدی بریم یکی از حسینیه های معروف میبد و اونجا هم طیفی از دگراندیشان را ببینیم و روضه ای هم گوش کنیم. اون بزرگواری که منتظر خبرش بودیم رو ندیدیم، ولی عوضش همراه نوه ی همون حاجی آغای معروف که از قضا با حاجی آغای جوان ما آشنای فضای مجازی در اومدن، رفیتیم خونه ی یه حاجی آغائی همون نزدیکی های حسینیه ی معروف و هنوز چایی نخورده بودیم که حاجی آغای معروف ریش سفید خوش بیان شهر هم با همون قبا و بدون عبا و تحت الحنک مشکی وارد شدند.

برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 8:09

امروز 13 مهرماه 1395 است. دیشب رفتم خونه ی یکی از رفقای قدیمی. 15 روز فیکس، به قول خودش خوابیده بود تو خونه. بعد از اونم به اندازه رفتن تا فیزیوتراپی میرفته بیرون. چای زنجبیلی آوردن و بعدش هم میوه آلو، خیار و شلیل. بعدش هم یه قرار داد نسبتا مهم همکاری.


برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 21:18

تعمیر کاری هم برای خودش عالمی داره. یکی از دوستای ما یه ماشین مدل پایینی داشت که مدتی تو پارکینگ یه تعمیرگاه مونده بود. به دوستم گفتم بیا میبد تا سه سوته بدم درستش کنم اونم داد یه یدک کش آورد اینجا و فکر کنم یه 120 تومنی هم کرایه داد. ما هم بردیم پیش حسین مکانیک و علی الحساب راهش انداخت. البته هرچند هنوز حرف و حدیث و نیاز به تعمیرش تموم نشده.

برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 20:55

داشتم می رفتم نماز جمعه. امروز 5شهریور 1395. دیدم یک بنر نسبتا بزرگ روش نوشته خاکشیر همدان، 10000 تومان. پرسیدم کارت خوان دارید؟گفت نه! گفتم اجازه میدید یه عکس بگیرم ... اومد من و من کنه بگه بله.... اون یکی که تو عکس نیست اومد و گفت... نه! گفتم چرا؟گفت یه بار ازمون عکس گرفتن و بنر کردن و زدن اون بالا که ایهاالناس اینم سد معبر.... سد معبر هم حرومه و....! راستش منم گوشیم در آوردم و رفتم تو همین وبلاگ .. بهش نشون دادم که ای برادر ببین!من عکس رو برا وبلاگم میخوام.. در باره شغل های ساده، یکی یکی نشونش دادم... قانع شد. گفتم اگه راضی نیستی پشتت رو بکن به دوربین! البته بازم اونیک

برچسب: یک شغل ساده, نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

لازم نیست برای اشتغال خیلی دنبال دنگ و فنگ بدوی، یه دونه بیل و یک زمین کشاورزی معمولی و کمی آب و یک یا علی محکم....

ملتی کا آب و زمین داره، بازم گشنگی بخوره، خیلی خوشبخت نیست.... منتظر یه کار ساده ی سنتی دیگه باشید، همین زودی ها معرفی می کنم..

برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

پسته یکی از اقلام صادراتی کشور ما بوده و هست. ولی خودمون هم اگه گیرمون بیاد میخوریم. پسته ای که از درخت کنده میشه، یه پوست ضخیم ولی تر و تازه داره که تو دستگاه کنده میشه و میشورن و خشک می کنند و میفروشن... چند تا از دوستای ما تو کار پسته هستن، اگه خواستین بگین شمارشون رو بهتون بدم. اینجا تازه تره و ارزون تر

برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

امروز بعد از مدرسه رفتم اداره آموزش و پرورش. جلسه مدیران ابتدایی تموم شده بود و مثل لشکری که بعد از عملیات پراکنده شده باشه، هر یکی این ور و اونور پخش و پلا بودن. به آقای علی کارگر و آقای محمود علیزاده گفتم میخام هماهنگ کنم فردا و پی فردا تو جلسه ی مدیران راهنمایی و دبیرستان موسسه خیریه اباصالح عج و موسسه حمایتی طلوع کوثر رو معرفی کنم و بگم ما هم میتونیم بخشی از بار هزینه های دانش آموزان بی بضاعت و همچنین با بضاعت و درسخون رو متقبل شیم که دیر رسیدم و قراره انشالله اگه خدا بخاد فردا 10 دقیقه وقت به بنده بدن تا در اون جمع ارزشمند چند جمله سخنان گ

برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

امروز رفتم کارگاه موسسه،دیدم قالی شروع شده،کمی هم بالا اومده...


برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

از هنرستان تلاشگران اومدم بیرون، رفتم اونور خیابون، به اولین مغازه سرامیکی گفتم کارگاه شما فعاله؟گفت نه... ببین اون یکی .... رفتم از آقای علمچی پرسیدم که کارگاه فعاله؟ گفت بله! اجازه گرفتم اومدم تو کارگاه. گل بود و چرخ گردون و استاد و کاسه آب و دست هنرمند.... داشت دوره ( بر وزن کوره ) درست می کرد. بعدش میذارن خشک بشه، تراش و صافکاری، طرح و نقاشی،لعاب و بعدش هم تو کوره... البته بگم دوره،همون ظرف سفالی لعاب داریه که توش شیر میریزن و طی یک چرخه ی خاص، تبدیلش میکنن به ماست... البته به صورت سنتی... بفرمائید...... البته عکس آخری چپکیه، نتونستم این

برچسب: کو کوزه گر,کو کوزه گرو کوزه خرو,كو كوزه گر و,کو کوزه گر کوزه فروش,كو كوزه گر,شعر کو کوزه گر,شعر کو کوزه گر و,کو کوزه گرو,کو کوزه گر و کوزه فروش, نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

یک وقت هایی آدم به کله ی مبارکش می زنه و .... ما هم پارسال رفتیم کلاس آموزش زیلو و بعدش یک دستگاه زیلو و تخلیه یک اتاق تو خونه و شروع کردیم... یکی و دو تا و ... ولی شور و هیجان اول کار چیز دیگه ای بود... ولی حالا هم کج میداریم و نمیریزیم... . این زیلوهای کوچک برای عرق گیر صندلی ماشین استفاده میشه،جنسش تقریبا پنبه است ظاهرا، جفتی هم حدود 150 تومن ناقابل. نقش فعلی زیلو: زنجیرگ ( zanjirog ).

برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

اگر انجام کار برای مردم خوبه، پس شناسوندن یک مجموعه خدمتگذار هم میتونه خوب باشه، تا اگر لازمه بهشون کمک کنیم و اگه لازم دونستن، تو خدمت به مردم بهمون کمک کنند.... اینم یک جمع فرهنگی (والبته یه جورائی سیاسی ) منم باهاشون سر و کار دارم. این جمع در تقدیر و تشکر از آقای دکتر فلاح بود او هم مدتی قابل توجهی است با موسسه خیریه ی باب الحوائج همکاری فعال داره.. دکتر فلاح تو عکس تقریبا وسط متمایل به سمت راست تصویر و با کت قهوه ای و دست راستش روی کتشه...

برچسب: بعضی وقتا لازمه, نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

هرچند موضوع وبلاگ ما سیاسی نیست و بیشتر خدماتی و خیریه ای است،ولی این با به مغازه ای سر زدم که فقط اصلاح طلبان به آنجا وارد میشن.... اولش خودم هم برام جالب بود، ولی کم کم باورم شد... اگه باورتون نمیشه،بیایید ادامه ی مطلب... اینجا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

هنر نقاشی از قدیم و ندیم همراه بشر بوده، از غارنشینی تا برج نشینی!. اینکه نقاشی میتونه یک اشتغال درآمد زا باشه که به نوعی مربوط به این وبلاگ ما باشه یا یک هنره یا یک سرگرمی... نمی دونم.

انگیزه ی این پست هم نقاشی خواهرزاده ی 4...5 ساله ی(دختر ) من بود که دیشب من را کشید. سمت چپ منم،(دایی علی ) سمت راست پسرم مصطفی.


برچسب: نقاشی هنری,نقاشی هنرمندان,نقاشی هنرمندان معروف,نقاشی هنرمندان بزرگ,نقاشی هنرمندان ایرانی,نقاشی هنرمندان خارجی,نقاشی هنرهای تجسمی,نقاشی هنری زیبا,نقاشی هنرمندان بزرگ جهان,نقاشی هنر چندم است, نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

تو مراسم سالگرد مرحوم آیته الله اعرافی ره توی مصلی، بعد مراسم تعدای زیادی ار دانشجویان کشورهای مختلف دنیا رو دیدم که از جامعه المصطفی العالمبه که ریاست با آیه الله اعرافی است، اومده بودند. این دو تا یکیش از دیار زکاکی شجاع است و یکی هم از بنگلادش.... تشخیص باخودتون... تو عکس پائینی هم افراد از سمت راست، پاکستانی، اهل استرالیا، ایران و آخرب هم سمت چپ عکس از لبنان ساکن سوریه.. مراسم اقوام آیه الله اعرافی، در مسجد امام شهیدیه.

برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

قدر دان نعمت های خدا باشیم که اگر ازش تشکر کردیم و نعمت رو همونجا و همونطوری که او دوست داره استفاده کردیم، قول داده بیشترش کنه و خدا خبلی خوش قوله، اگه ما با مرام و کاردرست باشیم... خدایا شکرت، چه به نون سنگکت، چه فلافل و سمبوسه ات و چه هزارتا نعمت گوارای مفت و مجانی که دادی.. خدای عزیز... ممنونتیم،خیلی عزیزی !

برچسب: الهی شکرت,الهی شکرت عکس,الهي شكرت, نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

پختن آش هنر میخواد. کار هر کسی هم نیست پختنش. گوشت گندم و آب و نخود و خرت و پرت های دیگه. ولی خیلی خوشمزه است. هر دیگی هم حدود یک ملیونی شاید در بیاد.یه جورائی بوی نذری و امام حسین ع و بعضی وقتا هم تو اعیاد و میلاد ها پخته میشه. امروز پنجشنبه ( 1مهر 1395) عصر هم شهیدیه میبد پایین کوچه حاج آغا ملااحمدی 8_9تا دیگ پختن و ساعت 4و 5 توزیع می کنند

برچسب: آش امام حسین یزد,آش امام حسین,آش گندم امام حسین,آش نذری امام حسین, نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

سوم مهرماه بود و اول مدرسه. رفتم جندتا نون بگبرم و یه قالب پنیر تو بقالی جلوی دانشکده فنی خواهران و بغل هنرستان تلاشگران . آقای ناصر رشیدی رو دیدم. 42 سال پستچی بوده تو میبد. البته حالا 4 -5ساله بخاطر عمل قلب دیگه نمیره سر کار با اینکه بهش گفتن بیا کمک. واقعا دم و بازدمش گرم !.


برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

کباب پزی شغل شریفی است. کباب سعید آقای ما خیلی خوب بود. خودش قصابی داره، طبقه ی بالا، شتر و گاو و گوسفند. طبقه ی پائینش هم کبابی !.

برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

ماشین ما درست و حسابی ترمز نمی گرفت. چند جا پرسیدم گفتند یه آقاییه بنام آقای محیطی، نرسیده به فلکه ی شفق بین میبد و اردکان. خیلی کارش درسته، البته این چیزی از ارزش دیگران کم نمی کنه. یک مغازه ی ساده بی پیرایه و با سقف ضربی. 35 ساله تو این کاره. حدود 40 سال پیش که 15 سالش بوده اومد تو کار مکانیکی. اون روزا تو میبد و اردکان، به اندازه ی یک کوچه حالا ناشین سواری نبوده. از یزد یک نفر میوند اردکان مکانیکی و ما شاگردش بودیم. اون بنده خدا صرفش نکرد و دیگه نیومد، من و برادر که آهنگر بود کار می کردیم. اون زمونا جاده خاکی بود و لازار 2تا کار رونق فراوانی داشت: یکی پنچر

برچسب: لنت ترمز,لنت ترمز پارس,لنت ترمز به انگليسي,لنت ترمز پراید,لنت ترمز 206,لنت ترمز تکستار,لنت ترمز سمند,لنت ترمز ایران,لنت ترمز سرامیکی,لنت ترمز تیبا, نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

آقای پلیس صبح اومدن سر صف و بچه ها رو نصیحت کردند. فضای مجازی، مواد مخدر،آسیب های اجتماعی ،.... مباحث مفید صبحگاه 3شنبه 6 مهرماه 1395 هنرستان تلاشگران بود. البته اشاره به شکسی حصر آبادان و روز مباهله به فردای اون روز افتاد.

برچسب: صحبت های آقای رائفی پور,صحبت های آقای بهجت,صحبت های آقای مهرجویی,صحبت های آقای, ای,صحبت های آقای منتظری,صحبت های آقای کیمیایی,صحبت های آقای نقویان,صحبت های آقای,صحبت های آقای همساده,صحبت های آقای ماندگاری, نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:35

صفحه بندی